X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

حضوررتان در تلویزیون با مجری گری آغاز شد که این روز ها هم شاهد آن بوده ایم اجرا را چقدر دوست دارید؟   

اجرا اولین پله محکمی بود که در کار تصویری باعث شد خیلی جدی تر به مقوله تلویزیون و بعد ها سینما نگاه کنم طبعا به خاطر اینکه کارم را با اجرا شروع کردم گاهی وقت ها به خاطر تمام دوستی ها و رفاقت هایی که همه در دنیای سینما داریم مجبور می شوم کاری را بپذیرم البته بیشتر اجرا های زنده ای که در آنها مستقیم با مردم ارتباط دارم مثل مراسم تحویل سال که یک بار در سال اتفاق می افتد. این را هم بگویم که اجرا شرایط خاص خودش را دارد و چیزی نیست که در کنار بازیگری به طور مرتب ادامه بدهم.   

حضورتان در تلویزیون با انتخاب ها ویژه ای همراه بوده. دغدغه خاصی برای حضور در تلویزیون دارید؟   

تلویزیون هم مانند سینما مخاطب خاص خود را دارد ولی انبوه تر. من کلا مخاطب تلویزیون را دوست دارم. در این چند وقت گذشته شاهد پخش سریال های زیادی بودیم که مردم هم از پخش آنها استقبال کردند ارزش یک کار خوب تلویزیونی به نظرم از کار های متوسطی که در سینما نمی توانند نظر مخاطب را برآورده کنند بیشتر است. سینما به لحاظ ماندگاری از جایگاه ویژه ای برخوردار است از لحاظ ایجاد مخاطب هم گسترده تر و وسیع تر است دغدغه خاصی برای حضور در تلویزیون ندارم ولی اگر متن و نقش خوب پیشنهاد شود بی تردید می پذیرم.  

 این آرامش گرما و متانتی که شهاب حسینی در نقش آفرینی های روی پرده اش  می دهد چقدر به شخصیت ذاتی خودش بر می گردد؟  

 مهم ترین چیزی که می دانم که هیچ آدمی بد مطلق یا خوب مطلق نیست چون اگر بد یا خوب مطلق بود انسان تبدیل به یک موجود تک بعدی بی خاصیت می شد بنابراین هر نقشی اگر منفی باشد یا مثبت حتما مثبت دارای خصایص منفی است و منفی دارای خصایص مثبت. چیزی که شما از آن به متانت نام می برید لطف شماست من بیشتر پای این تعریف می گذارم که سعی کرده ام پا به پایتماشاگر حرکت کنم و از جایگاه بالاتر به مخاطبم نگاه نکنم باید با تماشاگر دوست شد و به او گفت من بدون هیچ ادعایی آمده ام که برایت قصه بگویم. اگر من موفق به جلب تماشاگر بشوم فکر کنم بزرگترین کار را انجام داده ام. تا به حال سعی کرده ام به باور شخصیت نزدیک بشوم.   

جدا از جایگاه و شهرتی که طی این سال ها از حضور در سینما و تلویزیون کسب کردید چقذر محبوبیت دارید؟  

 نمی دانم چه بگویم تا به حال که همیشه از لطف مردم برخوردار بوده ام آنها واقعا بی شائبه آمدند و صادقانه حرف دلشان را زدند صادقانه اگر لطفی داشتند ابراز کردند می توانستند نگویند مثلا از کارت لذت بردیم ولی همین مقدار لطف را که می بینم حس می کنم از روند کاری ام راضی هستند و من هم توانستم نمره قبولی را از سویشان کسب کنم.  

 از همکاری با خانم تهمینه میلانی می گویید ؟   

به سبک خانم میلانی علاقمند هستم و به شخصیت ایشان احترام می گذارم. خانم میلانی سر صحنه ارتباط فوق العاده خوب و نزدیکی با عوامل برقرار می کنند و انرژی می دهند. در فیلم (واکنش پنجم) تجربه خوبی با ایشان داشتم و در سوپراستار هم خوشبختانه این تجربه تکرار شد.   

شما هم با کارگردان های مرد کار کرده اید و هم با کارگردان های خانم از جمله تهمینه میلانی در فیلم (واکنش پنجم) و (سوپراستار) و با پوران درخشنده در فیلم های(شمعی در باد) و (بچه های ابدی) .فکر می کنید بین کارگردانی خانم ها و آقایان فرقی وجود دارد و آیا اینکه بخواهیم نحوه کارگردانی را هم زنانه مردانه کنیم صحیح است؟  

 به نظر من نه! درایت جنسیت نمی شناسد. درایت در هر آدمی می تواند وجود داشته باشد عدم درایت هم همین طور ولی خوشبختانه من با کارگردان هایی مثل خانم مالانی و درخشنده که کار کردم از فضای کار کاملا راضی بودم و لذت بردم.  

 چه شد که در فیلم(پسر آدم دختر حوا) بازی نکردید؟  

 متاسفانه حضورم در این پروژه به علت عدم همخوانی شرایطم منتفی شد یعنی شرایط کاری ام را نتوانستم به لحاظ زمانی هماهنگ کنم و گرنه دوست داشتم کار کنم و برای عوامل این فیلم آرزوی موفقیت می کنم. پسرآدم دختر حوا قطعا کار خوبی می شد. 

 

 شاید بتوان پر کاری شما را نوعی تجربه اندوزی بیشتر قلمداد کرد؟  

 فقط می خواهم بگویم که سراسر زندگی آدم تجربه است از دست زدن به تجربه های متفاوت و مهیج در طول زندگی هم در صورتی که در یک کسیر درست باشد نباید وحشت داشت. همیشه اتفاقات بزرگ به خاطرشجاعت و پذیرفتن یک تجربه جدید در مسیر درست به وقوع پیوسته. امیدوارم همه ما بتوانیم تجربه کنیم و چیز های خوب و مثبت را یاد بگیریم و از همه مهم تر رفاقت و عشق و انسانیت و با هم بودن را تمرین کنیم.   

با چه نگاهی بازی در فیلم(درباره الی...) را پذیرفتید؟  

 آشنایی من با اصغر فرهادی به سال 75.74 در دانشگاه تهران برمی گردد. او را در آن فضا می شناختم و بعد هم سریال(داستان یک شهر) را ساخت که در زمان خودش یکی از بهترین کار های تلویزیون بود هم خیلی دقیق ساخته شده و هم خیلی روی بینندگاهش تاثیر گذار بود. واقعا منتظر فرصت مناسبی بودم تا با او همکاری کنم.فیلم های دیگرش را هم در زمان نمایش هر کدامشان دیده بودم. به هر حال این نکته مهمی است که فرهادی با سه چهار فیلمی که تا همین جا در کارنامه اش از خود به جا گذاشته یکی از کارگردانان درجه یک سینما ما به حساب می آید. کار با او برای بازیگر پر از نکته های آموختنی است. در گروه بازیگران درباره الی... من آخرین نفری بودم که به جگع ماحق شدم فرهادی دلش می خواست از ترکیبی از بازیگران دارای سابقه و کسانی که تجربه اولشان را می گذرانند استفاده کند تا فضای فیلم هر چه مستند تر به نظر برسد.  

 تجربه کار دسته جمعی با گروه پر تعداد بازیگران چطور بود؟  

 جذابیت کار از این نظر در این بود که ما می دانستیم همه جزئیات در فیلمنامه وجود دارد دلی باید به نحوی کار می کردیم که به نظر بیاید زاده همان لحظه است. در درباره الی از همکاری دوستان بسیار خوب و مسلطی برخوردار بودمترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی در نقش هایشان عالی بودن. مریلا زارعی و رعنا آزادی ور یکی از بهترین بازی هایشان را ارائه دادند. پیمان معادی و مانی حقیقی که هر دو فیلمنامه نویس و فیلمساز و خلاصه افرادی حرفه ای در حیطه هایی منهای بازیگری بودند در این اولین تجربه نشان دادند که چه دقیق بازیگری را می شناسد و صابر ابر هم بود که همکاری مان خیلی سریع و متوالی منجر شد به تئاتر(کرگدن) فرهاد آئیش که آنجا هم با هم بازی داشتیم. برای من در طول مدتی که دارم در سینما کار می کنم انتخابی ویژه و تجربه شاخصی بود نوعی استثنا بود که معمولا یک بار یا به ندرت اتفاق می افتد.   

پس تجربه خوبی بود؟   

در طول کار روی این فیلم احظات عجیب و غریبی داشتیم. هدایت اصغر فرهادی فوق العاده بود. داستان فیلم در سه روزی می گذرد که فضا و حال هوای حسی شان کاملا با هم تفاوت دارد. جالب این است که در پشت صحنه هم همین اتفاق می افتد یعنی یک استراتژی برای هدایت روابط بچه های بازیگر وجود داشت که همین فضا ها بین خود بچه ها هم شکل بگیرد و بعد به شخصیت ها منتقل شود. روز های اول فیلمبرداری فضای شاد و سر خوش و دوستانه حاکم بود و این کیفیت در روابط بین گروه کم کم و بر حسب تغییر تدریجی یا ناگهانی فضای داستان به نحوی ظریف کم رنگ می شد و تحلیل می رفت.  

 

می توانید کمی از کاراکتری که در سوپراستار بازی کردید بگویید؟ 

  

درباره ی این کاراکتر مدام می گویند که این ادم فاسد است و کار غیر اخلاقی می کند و اینها اصلا این آدم اگر منفی و فاسد بود به هیچ عنوان رشد نمی کرد کار های بدی متوجه او می شد و امکان رشد پیدا نمی کرد کسی که بد اخلاق و بد دهان باشد اصلا سوپر استار نمی شود باید وجوه شیرینی در او باشد منتهی من داشتم مقطعی از این آدم را بازی می کردم که شیرینی اش به تلخی اش گراییده واز جایی به بعد خسته شده. شرایط خستگی عجیبی که در این بازیگر پیش می آید برای کسی که از بیرون به این موضوع نگاه می کند قابل درک نیست. گاهی آدم حوصله اش از خودش سر می رود و یک روزهایی هست در کار و مناسبات شخصی و حرفه ای که آدم واقعا حوصله خودش را هم ندارد. این آدم در فیلم چنین شرایطی قرار گرفته که در ذات خودش شرایط خیلی پیچیده ای است.   

شهرتی که دیگر عادی می شود؟   

ببین! آن چیزیکه در اصطلاح محاوره ای اسمش را کیف و حال می گذاریم در یک ماه جذابیت هایش را برای او از دست می دهد و یکنواخت و بی معنی می شود. برای خود ما هم در زندگی عینی پیش می آید که مثلا گاهی نمی توانیم در مهمانی ها و یا حتی عرئسی یک دوست شرکت کنیم چون در مورد جایگاه و وضعیت و شانمان نگرانی داریم زندگی سوپراستاری یک مقدار انزوا و تنها شدن در خودش دارد. 

 

 وقتی جایزه را گرفتید چه احساسی داشتید؟  

 برای آن شب با شکوه از خدای بزرگ تشکر می کنم البته این تندیس به تنهایی سهم من نیست و آن را به خاطر لطف خدا و گذشت اعضای خانواده ام که در این سال های فعالیت قسمت های بد من را دیدند و تحمل کردند به دست آوردم و از همه ممنونم. از همه آنهایی که در طی این سالها چه در اجرا و چه همه کارهایم در فیلم ها و سریال ها این امکان را دادند که کنارشان باشم و بیاموزم ممنونم!  

 از حال به بعد چه کار خواهی کرد؟   

این جایزه کار را دشوارتر کرده و بای بگویم که مسئولیتش با من شادی اش مال شما و همه آنهایی است که در این روند ده ساله کمک کردند تا به این جا برسم... امیدوارم حالا که سیمرغ گرفته ام شایسته اش باشم.   

نظرتان درباره جشنواره چه بود؟  

 جشنواره خیلی خوبی بود جشنواره ای پر از حرارت و فیلم های خوب از استا بیضایی و کریم مسیحی و بسیاری دیگر فیلم داشته ایم و حالا با این سیمرغ که به نظرم هدیه زندگی به من است و منتظرش نبودم جشنواره بیست و هفتم یک جشنواره نوستالژیک است!



تاریخ : شنبه 13 تیر 1388 | 00:27 | نویسنده : شیوا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.